سخنرانی سالانه نلسون ماندلا ، دبیرکل سازمان ملل ، آنتونیو گوترش ، سال 2020

دبیرکل سازمان ملل متحد آنتونیو گوترش هجدهمین سخنرانی سالانه نلسون ماندلا را از شهر نیویورک برگزار می کند. (عکس: بنیاد نلسون ماندلا)

(ارسال شده از: بنیاد نلسون ماندلا ، 18 ژوئیه 2020)

مقدمه ویراستاران.  پیشنهاد جدید اجتماعی و پیشنهاد گوترس برای پیگیری یک معامله جدید جهانی که نیاز به "توزیع مجدد قدرت ، ثروت و فرصت ها" دارد یادآور پست های دیگر ما است اتصالات تاج مجموعه ای که خواستار "یک عادی جدید" است. دبیرکل ادامه می دهد که "الگوی جدیدی برای حکمرانی جهانی باید مبتنی بر مشارکت کامل ، فراگیر و برابر در نهادهای جهانی باشد." ما مربیان صلح را تشویق می كنیم كه از رهنمودهای گوترش پیروی كرده و پرس و جوهایی را برای بررسی بیشتر احتمالات حاكمیت جهانی انسانی انجام دهند.

این متن کامل سخنرانی دبیرکل سازمان ملل متحد ، آنتونیو گوترش ، نلسون ماندلا در سخنرانی سالانه 2020 است. سری سخنرانی های سالانه نلسون ماندلا ، ابتکار عمل بنیاد نلسون ماندلا، افراد برجسته را به بحث در مورد موضوعات مهم اجتماعی دعوت می کند.

مقابله با همه گیری نابرابری: یک قرارداد اجتماعی جدید برای دوره جدید

نیویورک ، 18 ژوئیه 2020

عالیجناب ، مهمانان برجسته ، دوستان ،

این یک افتخار است که در بزرگداشت نلسون ماندلا ، یک رهبر ، مدافع و الگو جهانی فوق العاده به شما بپیوندید.

من از بنیاد نلسون ماندلا به خاطر این فرصت تشکر می کنم و از کار آنها برای زنده نگه داشتن دیدگاه او تمجید می کنم. و من عمیقاً به خانواده ماندلا ، و دولت و مردم آفریقای جنوبی ، درگذشت نابهنگام سفیر زیندزی ماندلا در اوایل این هفته را تسلیت می گویم. خدا رحمتش کند.

من آنقدر خوش شانس بودم که نلسون ماندلا را چندین بار ملاقات کردم. من هیچ وقت خرد ، اراده و عطوفت او را فراموش نمی کنم ، که در هرچه گفت و کرد درخشید.

آگوست گذشته ، در تعطیلات ، از سلول مادیبا در جزیره رابن دیدن کردم. من آنجا ایستاده بودم و از میله ها نگاه می کردم ، دوباره از شدت ذهنی و شجاعت بی حساب او فروتن شدم. نلسون ماندلا 27 سال در زندان به سر برد که 18 سال از آنها در جزیره رابن بود. اما او هرگز اجازه نداد که این تجربه برای او یا زندگی اش تعریف شود.

نلسون ماندلا برای آزادی میلیون ها آفریقای جنوبی و تبدیل شدن به یک الهام جهانی و نمادی مدرن ، بالاتر از زندانبانان خود ایستاد.

او زندگی خود را وقف مبارزه با نابرابری کرد که در دهه های اخیر در سراسر جهان به اندازه بحران رسیده است - و این تهدیدی رو به رشد برای آینده ما است.

COVID-19 در حال جلب توجه این ظلم است.

امروز ، در روز تولد مادیبا ، من در مورد اینکه چگونه می توانیم بسیاری از رشته ها و لایه های نابرابری تقویت کننده یکدیگر را حل کنیم ، صحبت خواهیم کرد ، قبل از اینکه اقتصاد و جوامع ما را نابود کند.

دوستان عزیز،

دنیا آشفته است. اقتصاد در حال سقوط است.

ما توسط یک ویروس میکروسکوپی به زانو در آمده ایم.

همه گیری ، شکنندگی دنیای ما را نشان داده است.

این خطراتی را ایجاد کرده است که ما برای دهه ها نادیده گرفته ایم: سیستم های بهداشتی ناکافی. شکاف در حمایت اجتماعی نابرابری های ساختاری تخریب محیط زیست؛ بحران آب و هوا

تمام مناطقی که در زمینه ریشه کن کردن فقر و کاهش نابرابری در حال پیشرفت بودند ، طی چند ماه به عقب بازگردانده شده اند.

این ویروس بیشترین خطر را برای آسیب پذیرترین افراد به وجود می آورد: کسانی که در فقر زندگی می کنند ، افراد مسن و افراد دارای معلولیت و شرایط قبلی.

کارمندان بهداشت در خط مقدم جبهه هستند و فقط در آفریقای جنوبی بیش از 4,000 نفر به این ویروس آلوده شده اند. من به آنها ادای احترام می کنم

در برخی از کشورها ، نابرابری های بهداشتی نه تنها بیمارستان های خصوصی تقویت می شوند ، بلکه مشاغل و حتی افراد تجهیزات گرانبهایی را که برای همه مورد نیاز فوری است احتکار می کنند - نمونه ای تراژیک از نابرابری در بیمارستان های دولتی.

عواقب اقتصادی همه گیر بر کسانی که در اقتصاد غیررسمی کار می کنند تأثیر می گذارد. مشاغل کوچک و متوسط ​​؛ و افرادی با مسئولیت های مراقبت که عمدتا زن هستند.

ما با عمیق ترین رکود جهانی از زمان جنگ جهانی دوم و گسترده ترین سقوط درآمد از سال 1870 تاکنون مواجه هستیم.

می توان صد میلیون نفر دیگر را به فقر شدید سوق داد. می توانستیم قحطی هایی با ابعاد تاریخی را ببینیم.

COVID-19 به اشعه ایکس تشبیه شده است ، که شکستگی هایی را در اسکلت شکننده جوامعی که ساخته ایم نشان می دهد.

این همه جا مغالطه ها و دروغ ها را افشا می کند:

این دروغ که بازارهای آزاد می توانند خدمات درمانی را برای همه فراهم کنند.

این داستان که کار مراقبت بدون حقوق کارایی ندارد.

این توهم که ما در جهانی پس نژادپرستانه زندگی می کنیم.

این افسانه که همه ما در یک قایق هستیم.

از آنجا که در حالی که همه ما در یک دریا شناور هستیم ، واضح است که برخی از ما در ابر قایق ها هستیم و برخی دیگر به بقایای شناور چسبیده اند.

دوستان عزیز،

نابرابری زمان ما را مشخص می کند.

بیش از 70 درصد مردم جهان با افزایش نابرابری در درآمد و ثروت زندگی می کنند. 26 فرد ثروتمند جهان به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت دارند.

اما درآمد ، حقوق و ثروت تنها معیارهای نابرابری نیست. شانس زندگی افراد به جنسیت ، خانواده و نژاد ، نژاد ، معلولیت یا نبودن آنها و سایر عوامل بستگی دارد. نابرابری های متعدد یکدیگر را تلاقی داده و در طول نسل تقویت می کنند. زندگی و انتظارات میلیون ها انسان تا حد زیادی توسط شرایط آنها در بدو تولد تعیین می شود.

به این ترتیب ، نابرابری بر خلاف رشد انسانی - برای همه کار می کند. همه ما از عواقب آن رنج می بریم.

گاهی اوقات به ما گفته می شود که موج رشد اقتصادی همه قایق ها را بلند می کند.

اما در واقعیت ، افزایش نابرابری همه قایق ها را غرق می کند.

سطح بالای نابرابری با بی ثباتی اقتصادی ، فساد ، بحران های مالی ، افزایش جرم و جنایت و سلامت جسمی و روانی ضعیف همراه است.

تبعیض ، سو abuse استفاده و عدم دسترسی به عدالت نابرابری را در بسیاری از افراد بویژه بومی ها ، مهاجران ، پناهندگان و اقلیت ها از هر نوع تعریف می کند. این نابرابری ها حمله مستقیم به حقوق بشر است.

بنابراین پرداختن به نابرابری در طول تاریخ نیرویی محرک برای عدالت اجتماعی ، حقوق کار و برابری جنسیتی بوده است.

چشم انداز و وعده سازمان ملل این است که غذا ، بهداشت ، آب و فاضلاب ، آموزش ، کار مناسب و تأمین اجتماعی کالاهایی نیست که به کسانی که توانایی خرید آنها را دارند ، بفروشند بلکه حقوق اساسی بشر است که همه ما از آن برخورداریم.

ما برای کاهش نابرابری ، هر روز ، در همه جا تلاش می کنیم.

در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته ، ما به طور سیستماتیک سیاست هایی را برای تغییر پویایی قدرت که زیربنای نابرابری در سطح فردی ، اجتماعی و جهانی است ، دنبال و پشتیبانی می کنیم.

این چشم انداز امروز به اندازه 75 سال پیش مهم است.

این در قلب دستور کار 2030 برای توسعه پایدار ، طرح توافق شده ما برای صلح و رفاه در یک سیاره سالم است و در SDG 10 ثبت شده است: کاهش نابرابری در داخل و بین کشورها.

دوستان عزیز،

حتی قبل از همه گیری COVID-19 ، بسیاری از مردم در سراسر جهان فهمیدند که نابرابری فرصت ها و فرصت های زندگی آنها را تضعیف می کند.

آنها جهانی را از تعادل دیدند.

آنها احساس عقب مانده بودن کردند.

آنها سیاست های اقتصادی را دیدند که منابع را به سمت معدود افراد دارای امتیاز هدایت می کند.

میلیون ها نفر از همه قاره ها برای شنیدن صدای خود به خیابان ها آمدند.

نابرابری های زیاد و رو به افزایش یک عامل مشترک بود.

عصبانیت تغذیه کننده دو جنبش اجتماعی اخیر نشان دهنده ناامیدی کامل از وضع موجود است.

زنان در همه جا یکی از برجسته ترین نمونه های نابرابری جنسیتی را فراخوانده اند: خشونتی که توسط مردان قدرتمند علیه زنانی انجام می شود که به سادگی سعی در انجام وظایف خود دارند.

و جنبش ضد نژادپرستی که پس از قتل جورج فلوید از ایالات متحده در سراسر جهان گسترش یافته است ، یکی دیگر از نشانه های کافی مردم است:

نابرابری و تبعیض کافی است که با مردم به عنوان مجرم بر اساس رنگ پوست رفتار می کند.

نژادپرستی ساختاری و بی عدالتی سیستماتیک که حقوق اساسی انسانی آنها را از مردم سلب می کند ، بس است.

این جنبش ها به دو منبع تاریخی نابرابری در جهان ما اشاره دارد: استعمار و مرد سالاری.

کره شمالی جهانی ، به ویژه قاره خودم در اروپا ، طی قرن ها با استعمار و اعمال زور و استعمار بر بسیاری از کشورهای جنوب جنوبی حاکمیت استعماری را تحمیل کرد.

استعمار نابرابری گسترده ای را در داخل و بین کشورها ایجاد کرد ، از جمله شر تجارت برده های آتلانتیک و رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی.

پس از جنگ جهانی دوم ، ایجاد سازمان ملل متحد بر اساس یک اجماع جهانی جدید پیرامون برابری و کرامت انسانی بود.

و موجی از استعمار جهان را فرا گرفت.

اما بیایید خودمان را گول نزنیم.

میراث استعمار هنوز هم بازتاب دارد.

ما این را در بی عدالتی اقتصادی و اجتماعی ، ظهور جنایات نفرت و بیگانه هراسی می بینیم. تداوم نژادپرستی نهادینه شده و برتری سفیدپوستان.

این را در سیستم تجارت جهانی می بینیم. اقتصادهایی که تحت استعمار قرار گرفتند بیشتر در معرض خطر محصور شدن در تولید مواد اولیه و کالاهای با تکنولوژی پایین هستند - شکل جدیدی از استعمار.

و این را در روابط قدرت جهانی می بینیم.

آفریقا یک قربانی مضاعف شده است. اول ، به عنوان هدف پروژه استعمار. دوم ، کشورهای آفریقایی در نهادهای بین المللی که پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شده اند ، قبل از اینکه اکثر آنها استقلال را بدست آورند ، نمایندگی کمی دارند.

کشورهایی که بیش از هفت دهه پیش در راس آنها قرار گرفتند ، از تدبر در مورد اصلاحات لازم برای تغییر روابط قدرت در نهادهای بین المللی خودداری کردند. حق تركیب و حق رأی در شورای امنیت سازمان ملل و هیئت مدیره سیستم برتون وودز نمونه ای از این موارد است.

نابرابری از بالا آغاز می شود: در نهادهای جهانی. پرداختن به نابرابری باید با اصلاح آنها آغاز شود.

و منبع بزرگ دیگری از نابرابری در جهان ما را فراموش نکنیم: هزاره های مرد سالاری.

ما در دنیای مردسالار با فرهنگ مردسالار زندگی می کنیم.

در همه جا ، زنان از مردان بدتر هستند ، فقط به این دلیل که زن هستند. نابرابری و تبعیض یک امر عادی است. خشونت علیه زنان ، از جمله زنان کشی ، در سطح اپیدمی است.

و در سطح جهانی ، زنان هنوز از سمت های ارشد دولت ها و هیئت مدیره شرکت ها مستثنی هستند. از هر 10 رهبر جهان کمتر از یک نفر زن است.

نابرابری جنسیتی به همه آسیب می رساند زیرا مانع بهره مندی ما از هوش و تجربه همه بشریت می شود.

به همین دلیل است که من به عنوان یک فمینیست مغرور ، برابری جنسیتی را به عنوان یک اولویت اصلی قرار داده ام و برابری جنسیتی اکنون در مشاغل برتر سازمان ملل متحد به یک واقعیت تبدیل شده است. من از رهبران همه نوع می خواهم که همان کار را انجام دهند. و من خوشحالم که اعلام می کنم سیا کولیسی از آفریقای جنوبی سفیر جدید جهانی ما در ابتکار عمل کانون توجه سازمان ملل و اتحادیه اروپا است و مردان دیگر را درگیر مبارزه با آفت جهانی خشونت علیه زنان و دختران می کند.

دوستان عزیز،

دهه های اخیر تنش ها و روندهای جدیدی ایجاد کرده است.

جهانی شدن و تغییرات تکنولوژیکی به دستاوردهای عظیم درآمد و رفاه دامن زده است.

بیش از یک میلیارد نفر از فقر شدید خارج شده اند.

اما گسترش تجارت و پیشرفت فن آوری همچنین به تغییر بی سابقه ای در توزیع درآمد کمک کرده است.

بین سالهای 1980 و 2016 ، 1 درصد ثروتمندترین افراد جهان 27 درصد از کل رشد تجمعی درآمد را به خود اختصاص داده اند.

کارگران کم مهارت با هجوم فناوری های جدید ، اتوماسیون ، تولید خارج از بازار و نابودی سازمان های کارگری روبرو هستند.

امتیازات مالیاتی ، اجتناب از مالیات و فرار از مالیات همچنان گسترده است. نرخ مالیات شرکت ها کاهش یافته است.

این باعث کاهش منابع برای سرمایه گذاری در خدماتی شده است که می تواند نابرابری را کاهش دهد: حمایت اجتماعی ، آموزش ، مراقبت های بهداشتی.

و نسل جدید نابرابری ها فراتر از درآمد و ثروت است تا دانش و مهارت های لازم برای موفقیت در دنیای امروز را در بر بگیرد.

اختلافات عمیق قبل از تولد آغاز می شود و زندگی ها - و مرگ های زودرس را تعریف می کند.

بیش از 50 درصد جوانان 20 ساله در کشورهایی که رشد انسانی بسیار بالایی دارند ، در آموزش عالی هستند. در کشورهای کم توسعه انسانی ، این رقم سه درصد است.

حتی تکان دهنده تر: حدود 17 درصد از کودکان 20 سال پیش در کشورهایی که رشد انسانی کمی دارند ، متولد شده اند.

دوستان عزیز،

با نگاه به آینده ، دو تغییر لرزه ای قرن بیست و یکم را شکل می دهد: بحران آب و هوا و تحول دیجیتال. هر دو می توانند نابرابری ها را بیش از پیش گسترش دهند.

برخی از تحولات در مراکز فناوری و نوآوری امروز باعث نگرانی جدی شده است.

صنعت فناوری به شدت تحت سلطه مردان نه تنها نیمی از تخصص و چشم اندازهای جهان را از دست می دهد. این همچنین از الگوریتم هایی استفاده می کند که می تواند جنسیت و تبعیض نژادی را بیشتر محصور کند.

شکاف دیجیتالی شکاف های اجتماعی و اقتصادی را از سواد به مراقبت های بهداشتی ، از شهری به روستایی ، از کودکستان تا دانشگاه تقویت می کند.

در سال 2019 ، حدود 87 درصد از افراد در کشورهای پیشرفته از اینترنت استفاده می کنند ، در حالی که در کشورهای کمتر توسعه یافته فقط 19 درصد است.

ما در معرض خطر جهانی دو سرعته هستیم.

در همان زمان ، تا سال 2050 ، تسریع در تغییر آب و هوا میلیون ها نفر را از طریق سوnut تغذیه ، مالاریا و سایر بیماری ها ، مهاجرت و حوادث شدید آب و هوایی تحت تأثیر قرار خواهد داد.

این تهدیدهای جدی برای برابری و عدالت بین نسلی ایجاد می کند. معترضان جوان آب و هوا امروز در خط مقدم مبارزه با نابرابری هستند.

کشورهایی که بیشتر تحت تأثیر اختلال در آب و هوا قرار دارند کمترین کمک را در گرمایش جهانی انجام دادند.

اقتصاد سبز منبع جدید رونق و اشتغال خواهد بود. اما فراموش نکنیم که برخی از مردم شغل خود را از دست می دهند ، به ویژه در زنگوله های پس از صنعتی سازی جهان ما.

و به همین دلیل است که ما نه تنها برای اقدامات آب و هوایی ، بلکه برای عدالت آب و هوا نیز خواستاریم.

رهبران سیاسی باید جاه طلبی های خود را بالا ببرند ، مشاغل تجاری باید دیدگاه هایشان را بالا ببرند و مردم در همه جا باید صدای خود را بلند کنند. راه بهتری وجود دارد و ما باید آن را انتخاب کنیم.

دوستان عزیز،

اثرات خورنده سطح نابرابری امروز روشن است. گاهی اوقات به ما گفته می شود که ...

اعتماد به نهادها و رهبران رو به زوال است. از ابتدای دهه 10 میزان مشارکت رای دهندگان به طور متوسط ​​1990 درصد کاهش یافته است.

و افرادی که احساس می کنند به حاشیه رانده می شوند در برابر استدلال هایی که بدبختی های آنها را به گردن دیگران می اندازد ، به ویژه افرادی که متفاوت یا متفاوت رفتار می کنند ، آسیب پذیر هستند.

اما پوپولیسم ، ملی گرایی ، افراط گرایی ، نژادپرستی و تسلیم گرایی فقط نابرابری ها و اختلافات جدیدی را در درون و بین جوامع ایجاد خواهد کرد. بین کشورها ، بین اقوام ، بین مذاهب.

دوستان عزیز،

COVID-19 یک فاجعه انسانی است. اما یک فرصت نسلی نیز ایجاد کرده است.

فرصتی برای ساختن جهانی برابرتر و پایدارتر.

پاسخ به همه گیری و نارضایتی گسترده ای که قبل از آن رخ داده است ، باید مبتنی بر یک قرارداد اجتماعی جدید و یک معامله جدید جهانی باشد که فرصت های برابر برای همه ایجاد می کند ، و حقوق و آزادی های همه را رعایت می کند.

این تنها راهی است که ما می توانیم به اهداف برنامه 2030 توسعه پایدار ، توافق نامه پاریس و دستور کار اقدام آدیس آبابا ، توافق نامه هایی برسیم که دقیقاً به شکست هایی که در معرض همه گیر قرار گرفته و مورد سو address استفاده قرار می گیرند ، می پردازیم.

یک قرارداد اجتماعی جدید جوانان را قادر خواهد ساخت تا با وقار زندگی کنند. اطمینان حاصل خواهد کرد که زنان از چشم اندازها و فرصت های مشابه مردان برخوردار هستند. و از انواع بیماران ، آسیب پذیرها و اقلیت ها محافظت خواهد کرد.

دستور کار توسعه پایدار 2030 و توافق نامه پاریس راه پیشرفت را نشان می دهد. 17 هدف توسعه پایدار دقیقاً شکست هایی را نشان می دهد که در معرض همه گیر قرار گرفته و مورد سو explo استفاده قرار می گیرند.

آموزش و فناوری دیجیتال باید دو تقویت کننده و برابری دهنده عالی باشند.

همانطور که نلسون ماندلا گفت ، و من نقل قول می کنم ، "آموزش و پرورش قدرتمندترین سلاحی است که می توانیم برای تغییر جهان استفاده کنیم." مثل همیشه ، اول این را گفت.

آموزش و پرورش قدرتمندترین سلاحی است که می توانیم برای تغییر جهان استفاده کنیم

دولت ها باید دسترسی برابر ، از یادگیری اولیه تا آموزش مادام العمر را در اولویت قرار دهند.

علوم اعصاب به ما می گوید که آموزش پیش دبستانی زندگی افراد را تغییر می دهد و جوایز و جوامع زیادی را به همراه دارد.

بنابراین وقتی ثروتمندترین کودکان هفت برابر فقیرترین کودکان در مدرسه پیش دبستانی حضور دارند ، تعجب آور نیست که نابرابری بین نسلی است.

برای ارائه آموزش با کیفیت برای همه ، ما باید بیش از دو برابر هزینه آموزش در کشورهای کم درآمد و متوسط ​​تا سال 2030 به 3 تریلیون دلار در سال برسیم.

در طی یک نسل ، همه کودکان در کشورهای کم درآمد و متوسط ​​می توانند به آموزش با کیفیت در همه سطوح دسترسی داشته باشند.

این امکان پذیر است. ما فقط باید تصمیم بگیریم که این کار را انجام دهیم.

و همانطور که فناوری دنیای ما را متحول می کند ، یادگیری حقایق و مهارت ها کافی نیست. دولت ها باید سرمایه گذاری در زمینه سواد دیجیتال و زیرساخت ها را در اولویت قرار دهند.

یادگیری نحوه یادگیری ، سازگاری و به دست آوردن مهارت های جدید ضروری خواهد بود.

انقلاب دیجیتال و هوش مصنوعی ماهیت کار و رابطه بین کار ، اوقات فراغت و سایر فعالیتها را تغییر می دهد ، امروزه حتی بعضی از آنها را نمی توان تصور کرد.

نقشه راه همکاری دیجیتال که ماه گذشته در سازمان ملل راه اندازی شد ، با اتصال چهار میلیارد نفر باقیمانده به اینترنت تا سال 2030 چشم انداز یک آینده دیجیتالی فراگیر و پایدار را ارتقا می دهد.

سازمان ملل نیز "جیگا" ، یک پروژه جاه طلبانه برای آنلاین کردن هر مدرسه در جهان را راه اندازی کرده است.

فناوری می تواند بهبودی حاصل از COVID-19 و دستیابی به اهداف توسعه پایدار را توربوشارژ کند.

دوستان عزیز،

شکاف های فزاینده اعتماد بین مردم ، نهادها و رهبران همه ما را تهدید می کند.

مردم سیستم های اجتماعی و اقتصادی می خواهند که برای همه مفید باشد. آنها می خواهند به حقوق بشر و آزادی های اساسی آنها احترام گذاشته شود. آنها می خواهند در تصمیماتی که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد ، حرفی برای گفتن داشته باشند.

قرارداد اجتماعی جدید بین دولت ها ، مردم ، جامعه مدنی ، مشاغل و سایر کشورها باید اشتغال ، توسعه پایدار و حمایت اجتماعی را مبتنی بر حقوق و فرصت های برابر برای همه ادغام کند.

سیاست های بازار کار ، همراه با گفتگوی سازنده بین کارفرمایان و نمایندگان کار ، می تواند شرایط حقوق و دستمزد را بهبود بخشد.

نمایندگی نیروی کار نیز برای مدیریت چالش های ناشی از فناوری و تحول ساختاری - از جمله گذار به اقتصاد سبز - بسیار مهم است.

جنبش کارگری دارای سابقه ای افتخارآمیز در مبارزه با نابرابری و تلاش برای حقوق و حیثیت همه است.

ادغام تدریجی بخش غیررسمی در چارچوب های حمایت اجتماعی ضروری است.

دنیای در حال تغییر به نسل جدیدی از سیاست های حمایت اجتماعی با شبکه های ایمنی جدید ، از جمله پوشش بهداشت جهانی و امکان درآمد عمومی جهانی نیاز دارد.

ایجاد حداقل سطح حمایت اجتماعی و معکوس ساختن سرمایه کم مزمن در خدمات عمومی از جمله آموزش ، مراقبت های بهداشتی و دسترسی به اینترنت ضروری است.

اما این برای مقابله با نابرابری های نهفته کافی نیست.

برای رسیدگی و جبران خسارت به برنامه های اقدام مثبت و سیاست های هدفمند نیاز داریم.

نابرابری های تاریخی در جنسیت ، نژاد یا قومیت ، که توسط هنجارهای اجتماعی تقویت شده است ، فقط با ابتکارات هدفمند قابل برطرف شدن است.

سیاست های مالیات و توزیع مجدد نیز در قرارداد اجتماعی جدید نقش دارند. همه - افراد و شرکت ها - باید سهم عادلانه خود را پرداخت کنند.

در برخی از کشورها ، محلی برای مالیات وجود دارد که تشخیص می دهد افراد ثروتمند و دارای ارتباط خوب از دولت و از همشهریان خود بهره زیادی می برند.

دولت ها همچنین باید بار مالیاتی را از لیست حقوق و دستمزد به کربن منتقل کنند.

اخذ مالیات از کربن به جای افراد ، تولید و اشتغال را افزایش می دهد ، در حالی که میزان انتشار را کاهش می دهد.

ما باید چرخه معیوب فساد را که هم علت و هم نتیجه نابرابری است ، بشکنیم. فساد وجوه موجود برای حمایت اجتماعی را کاهش و هدر می دهد. هنجارهای اجتماعی و قانون را ضعیف می کند.

و مبارزه با فساد به پاسخگویی بستگی دارد. بزرگترین تضمین پاسخگویی یک جامعه مدنی پر جنب و جوش است ، از جمله یک رسانه آزاد ، مستقل و شبکه های اجتماعی مسئول رسانه های اجتماعی که بحث سالم را تشویق می کنند.

دوستان عزیز،

برای اینکه این قرارداد اجتماعی جدید امکان پذیر باشد ، باید با یک معامله جدید جهانی همراه باشد.

بیایید با حقایق روبرو شویم. سیستم سیاسی و اقتصادی جهانی کالاهای عمومی مهم جهانی را تأمین نمی کند: بهداشت عمومی ، اقدامات اقلیمی ، توسعه پایدار ، صلح.

بیماری همه گیر COVID-19 باعث ایجاد ارتباط غم انگیز بین منافع شخصی و منافع مشترک شده است. و شکافهای بزرگ در ساختارهای حاکمیتی و چارچوب های اخلاقی.

برای از بین بردن این شکاف ها و امکان ایجاد قرارداد اجتماعی جدید ، به یک معامله جدید جهانی نیاز داریم: توزیع مجدد قدرت ، ثروت و فرصت ها.

مدل جدیدی برای حاکمیت جهانی باید مبتنی بر مشارکت کامل ، فراگیر و برابر در نهادهای جهانی باشد.

بدون آن ، ما حتی با نابرابری ها و شکاف های گسترده تری در همبستگی روبرو هستیم - مانند مواردی که امروز در واکنش چندپارچه جهانی به بیماری همه گیر COVID-19 می بینیم.

کشورهای پیشرفته به شدت برای بقای خود در برابر بیماری همه گیر سرمایه گذاری می کنند. اما آنها نتوانسته اند پشتیبانی لازم را برای کمک به کشورهای در حال توسعه طی این دوران خطرناک ارائه دهند.

یک معامله جدید جهانی ، مبتنی بر جهانی شدن عادلانه ، حقوق و کرامت هر انسانی ، زندگی متعادل با طبیعت ، توجه به حقوق نسل های آینده و موفقیت سنجیده شده از لحاظ انسانی و نه اقتصادی بهترین راه برای تغییر این

روند مشاوره در سراسر جهان در حدود هفتاد و پنجمین سالگرد سازمان ملل روشن کرده است که مردم خواهان یک سیستم حکمرانی جهانی هستند که برای آنها ارائه شود.

جهان در حال توسعه باید صدای به مراتب قویتری در تصمیم گیری جهانی داشته باشد.

ما همچنین به یک سیستم تجارت چند جانبه فراگیرتر و متعادل تر نیاز داریم که کشورهای در حال توسعه را قادر به حرکت در زنجیره های ارزش جهانی کند.

باید از جریان های مالی غیرقانونی ، پولشویی و فرار مالیاتی جلوگیری شود. توافق جهانی برای پایان دادن به بهشتهای مالیاتی ضروری است.

ما باید با هم کار کنیم تا اصول توسعه پایدار را در تصمیم گیری مالی ادغام کنیم. بازارهای مالی باید شرکای کاملی در انتقال جریان منابع از قهوه ای و خاکستری به سبز ، پایدار و عادلانه باشند.

اصلاح ساختار بدهی و دسترسی به اعتبار مقرون به صرفه باید فضای مالی ایجاد کند تا سرمایه گذاری در همان مسیر حرکت کند.

دوستان عزیز،

نلسون ماندلا گفت: "یکی از چالش های زمان ما ... این است که دوباره در آگاهی مردم ما احساس همبستگی انسانی ، بودن در دنیا برای یکدیگر و به خاطر و از طریق دیگران ایجاد کنیم."

همه گیری COVID-19 این پیام را بیش از هر زمان دیگری تقویت کرده است.

ما به هم تعلق داریم

ما کنار هم می ایستیم ، یا از هم می پاشیم.

امروز ، در تظاهرات برای برابری نژادی ... در مبارزات علیه سخنان نفرت انگیز ... در مبارزات افرادی که حقوق خود را مطالبه می کنند و برای نسل های آینده ایستادگی می کنند ... ما آغاز یک جنبش جدید را می بینیم.

این جنبش نابرابری و تفرقه را رد می کند و جوانان ، جامعه مدنی ، بخش خصوصی ، شهرها ، مناطق و دیگر کشورها را در پشت سیاست های صلح ، سیاره ما ، عدالت و حقوق بشر برای همه متحد می کند. این در حال تغییر است.

اکنون زمان تصمیم گیری رهبران جهانی است:

آیا تسلیم هرج و مرج ، تفرقه و نابرابری خواهیم شد؟

یا آیا اشتباهات گذشته را اصلاح خواهیم کرد و با هم ، به نفع همه پیش خواهیم رفت؟

ما در نقطه شکست هستیم. اما ما می دانیم که در کدام طرف تاریخ هستیم.

متشکرم.

اولین نفری باشید که نظر می دهید

پیوستن به بحث ...