بادآوردهای جنگ: فساد اداری لازمه نهاد است

ما مربیان صلح باید تحقیق درباره ماهیت فاسد همه جنگ ها و خسارات متعدد فراتر از حوزه جنگی که به آن وارد می شود را آغاز کنیم.

مقدمه سردبیر

OpEd از نیویورک تایمز (جنگ با تروریسم از ابتدا فاسد بود) در زیر ارسال شد ، مانند دیگری که اخیراً توسط لیلا لالامی OpEd ارسال شده است (آنچه در 9 سپتامبر فراموش می کنیم - معنای واقعی "هرگز فراموش نکن") با اشاره به یک پسر نوجوان شروع می شود ، یکی از بدنه هواپیما که به آن چسبیده بود به مرگ می افتد ، و ناامید از فرار از سرنوشت کسانی است که از امکاناتی که اکنون توسط طالبان ممنوع شده بود استقبال کرده بودند. دیگری یک فرصت طلب جوان انگلیسی زبان که شغل پردرآمد خود را به عنوان مترجم به ثروت هنگفتی رساند. هر کدام نشان دهنده یک پیامد مهم از جنگ 20 ساله علیه تروریسم است که منجر به بحران انسانی غم انگیزی شده است که اکنون افغانستان را فرا گرفته است. خسارت های جانبی و فساد ، دو ویژگی اساسی و عمدی مبهم در همه جنگ ها. برای ایالات متحده و ناتو ، نمی توان صرفاً برای جبران فجایع ناشی از خسارت های جانبی کفاره داد ، همچنین ما شهروندان آن کشورها نمی توانیم از حقایق فساد اداری در جنگ که در مقاله فرح استوکمن بیان شده است ، چشم پوشی کنیم. و نه حقیقت پست قبلی لیلا للامی در مورد هزینه های انسانی آن.

"خسارت جانبی" یک تصور برای تلفات "ناخواسته" و تخریب زمینهای "غیر هدف" ، زیرساخت ها و سایر وسایل زندگی است ، خسارتی که ثابت است ، پیامدهای قابل پیش بینی درگیری مسلحانه. مزارع ویران شده فرانسه ، تخریب لندن به شدت بمباران شده ، در فیلمهای مربوط به جنگ جهانی دوم آشنا شد. عکس کودکان دارای پروتز ؛ یک دختر کوچک ، وحشت زده ، قربانی بمب ناپالم ، تصاویری از جنگهای آمریکای مرکزی و ویتنام ؛ حمله هواپیمای بدون سرنشین ، به تلافی حمله داعش که منجر به کشته شدن ده تفنگدار آمریکایی شد ، در فرودگاه کابل که منجر به کشته شدن یک امدادگر و خانواده اش شد و نه طراح حمله فرودگاه. و یک پسر جوان ، که در اثر سقوط هواپیمای خروجی از آن فرودگاه در "پایان" جنگ افغانستان جان خود را از دست داد ، همه نمادهای وحشتناک خسارت های جانبی هستند. ما در هیپنوتیزم به پذیرش چنین جنایاتی به عنوان تراژدی های "پشیمان کننده اما اجتناب ناپذیر" (در اینجا به معنای اصلی اجتناب ناپذیر آن اجتناب ناپذیر است) می پردازیم ، که در تعقیب اهداف بالاتری است که تحریک کنندگان جنگ به آنها اشاره می کنند ، به ندرت فقط "دفاع از منافع ملی ،" بیشتر اوقات ، دفاع از تمدن یا مترادف قومیت دولت آن ، "راه زندگی ما" ، توسط نیروی شیطانی تهدید می شود که باید "شکست داده شود". ما قرنهاست که به این ضرورتها به عنوان هزینه اساسی "دفاع" ، در تمام سالهایی که به ضرورت و اجتناب ناپذیری جنگ اعتقاد داریم ، بی اعتنا شده ایم.

ما کمتر با تصاویری آشنا هستیم که بعضی اوقات متون تاریخ استفاده کنندگان جسور از "سازندگان مهمات" را نشان می دهند که از سودهای حاصل از جنگ های قبلی به دست می آورند. برخی از شهروندان چیزی از ثروت حاصل از صنایع تسلیحاتی جنگ جهانی دوم از طرفین و "سودجویان جنگ" می دانند. و با تبدیل بودجه نظامی ایالات متحده به مناقشه عمومی در حال حاضر ، ما می بینیم که چگونه این غنی سازی چند سود از تولید ابزار مرگ به منزله ثابت دائمی اقتصاد جنگی است که مدت ها پس از VE (پیروزی در اروپا) شکوفا شد. و روزهای VJ (پیروزی در ژاپن). به ما گفته می شود پیروزی بدون جنگ که در ایالات متحده "... نزدیک به دوجین عضو کنگره [که به این بودجه رای می دهند] سهام شرکت های تسلیحاتی دارند ... ارزش آنها از زمان شروع جنگ در افغانستان 900٪ افزایش یافته است." در سیستم جنگی ما با سودآوری مداوم از رنج های بشری مانند نائومی کلاین زندگی می کنیم که به صورت دوره ای ظاهر می شود "سرمایه داری فاجعه. » ما از پذیرفتن اجتناب ناپذیر خسارت های جانبی غافلگیر شده ایم ، زیرا از بنگاه تولید کننده این جنگ سود حاصل می شود.

استکمن در مورد جنگ افغانستان می نویسد: "فساد فقط یک نقص طراحی در جنگ نبود. این یک ویژگی بود. ” در این روزهای خاص ، ما مطمئناً باید چنین نقض های فاحش اعتماد عمومی را در طول 20 سال "جنگ علیه تروریسم" ایالات متحده و ناتو فراخوانده و تمام هزینه ها را حساب کنیم. و این تحقیق باید عمیق تر و گسترده تر شود. ما مربیان صلح نیز باید تحقیق درباره ماهیت فاسد همه جنگ ها و خسارات متعدد فراتر از حوزه جنگی که به آن وارد می شود را آغاز کنیم. همانطور که ما اخیراً خواستار تأمل در مورد آنچه که به یاد می آوریم بودیم و این س raisingال را مطرح کردیم که آیا برخی از یادبودها باید لغو شوند ، ما اکنون خواستار تأمل فعال و عمدی در مورد نهادهای سخت چالش برانگیز و به ظاهر معیوب خود هستیم ، نه بیشتر از جنگ ، و می پرسیم کدام یک از آنها باید تغییر کند و باید لغو شود. مثل همیشه ، مسئله اهداف و کارکردها باید مطرح شود ، اما ارزیابی های اخلاقی که باید انجام شود بسیار ضروری است. وقتی هم کارکردها و هم پیامدهای یک موسسه ، با همه معیارها ، در تضاد با منافع عمومی و ارزشهایی باشد که ادعا می شود برای جامعه یکپارچه است ، آنگاه باید برچیده شود. ما باید مطالعه جدی و سیستماتیک جایگزین های جنگ را دنبال کنیم. (BAR ، 9/18/2021)

جنگ با تروریسم از ابتدا فاسد بود

فساد یک نقص طراحی در جنگ نبود. این یک ویژگی طراحی بود.

نوشته فرح استوکمن ، نیویورک تایمز

(ارسال شده از: نیویورک تایمز 13 سپتامبر 2021)

جنگ در افغانستان یک شکست نبود. این موفقیت بزرگی بود - برای کسانی که ثروت زیادی از آن به دست آوردند.

در نظر بگیرید مورد حکمت الله شادماناو که یک نوجوان بود وقتی نیروهای ویژه آمریکایی در 11 سپتامبر وارد قندهار شدند ، آنها او را به عنوان مترجم استخدام کردند و ماهانه 1,500 دلار به او حقوق می دادند - 20 برابر دستمزد یک افسر پلیس محلی. از او در نیویورکر در اواخر 20 سالگی ، او صاحب یک شرکت حمل بار بود که پایگاه های نظامی ایالات متحده را تأمین می کرد و بیش از 160 میلیون دلار برای او درآمد داشت.

اگر یک بچه کوچک مانند شادمان می تواند در جنگ علیه تروریسم اینقدر ثروتمند شود ، تصور کنید که گل آقا شیرزی ، فرمانده بزرگ جنگ ، که از زمان فرمانداری به بعد تبدیل شده است ، چقدر از زمانی که به سیا کمک کرد تا طالبان را از شهر خارج کند ، وارد عمل شده است. خانواده بزرگ و گسترده او همه چیز را از سنگ ریزه گرفته تا اثاثیه تا پایگاه نظامی در قندهار تهیه می کردند. برادرش فرودگاه را کنترل می کرد. هیچ کس نمی داند که او چقدر ارزش دارد ، اما به وضوح صدها میلیون است - برای او کافی است که در مورد a صحبت کند 40,000 هزار دلار خرید و فروش در آلمان انگار داشت جیب عوض می کرد

زیر کاپوت "جنگ خوب" را نگاه کنید و این چیزی است که می بینید. قرار بود افغانستان یک جنگ شرافتمندانه برای خنثی سازی تروریست ها و نجات دختران از دست طالبان باشد. اگر حواس پرتی عراق و فساد ناامید کننده دولت افغانستان نبود ، تصور می شد که جنگی است که ما می توانیم برنده شویم. اما بیایید واقعی شویم. فساد یک نقص طراحی در جنگ نبود. این یک ویژگی طراحی بود. ما طالبان را سرنگون نکردیم. ما برای انجام این کار کیسه های نقدی به فرماندهان جنگ پرداخت کردیم.

با شروع پروژه ملت سازی ، این فرماندهان جنگی به فرمانداران ، ژنرالها و اعضای پارلمان تبدیل شدند و پرداختهای نقدی همچنان جریان داشت.

سارا چایس ، دستیار ویژه سابق رهبران نظامی ایالات متحده در قندهار ، اخیراً در روزنامه می نویسد: "غربی ها اغلب سر خود را به دلیل فقدان مداوم ظرفیت در نهادهای حکومتی افغانستان می خاراندند." امور خارجهبه "اما شبکه های پیچیده ای که آن موسسات را کنترل می کنند هرگز قصد اداره نداشتند. هدف آنها غنی سازی خود بود. و در این کار ، آنها به طرز چشمگیری موفق عمل کردند. "

به جای یک کشور ، آنچه ما واقعاً ساختیم بیش از 500 پایگاه نظامی بود - و ثروت شخصی افرادی که آنها را تأمین می کردند. این همیشه معامله بود در آوریل 2002 ، دونالد رامسفلد ، وزیر دفاع ، یک یادداشت فوق محرمانه به دستیار خود دستور داد تا "طرحی برای نحوه برخورد ما با هریک از این فرماندهان جنگ ارائه دهند-چه کسی از چه کسی و بر چه مبنایی پول دریافت می کند. مبادله با چه چیزی ، quid pro quo چیست و غیره ، "با توجه به واشنگتن پست.

این جنگ برای بسیاری از آمریکایی ها و اروپایی ها نیز بسیار سودآور بود. یکی مطالعه 2008 تخمین زده می شود که حدود 40 درصد از پول اختصاص داده شده به افغانستان از طریق سود شرکت ها و حقوق مشاوران به کشورهای اهداکننده باز می گردد. فقط در مورد 12 درصد کمک های بازسازی آمریکا بین سالهای 2002 تا 2021 به افغانستان داده شد و در واقع به دولت افغانستان رفت. بیشتر مابقی به شرکتهایی مانند گروه لویی برگر ، یک شرکت ساختمانی مستقر در نیوجرسی اختصاص یافت که 1.4 میلیارد دلار قرارداد برای ساخت مدارس ، درمانگاهها و جاده ها منعقد کرد. حتی بعد از اینکه گرفتار شد رشوه دادن به مقامات و به طور سیستماتیک مالیات دهندگان را بیش از حد اعلام می کنداز قراردادها ادامه داشت.

جاناتان گودند ، استاد مطالعات درگیری و توسعه در دانشگاه SOAS لندن ، در نامه ای به من نوشت: "این یک اشتباه من است که فساد افغانستان اغلب به عنوان توضیحی (و همچنین بهانه ای) برای شکست غرب در افغانستان ذکر می شود." پست الکترونیک. آمریکایی ها "انگشت اتهام را به روی افغان ها می گذارند ، در حالی که نقش آنها را در سوخت رسانی و بهره مندی از پمپ حمایت نادیده می گیرند."

چه کسی در جنگ با تروریسم پیروز شد؟ طبق اعلام مرکز صداقت عمومی ، پیمانکاران دفاعی آمریکایی ، که بسیاری از آنها شرکت های مرتبط سیاسی بودند که به کمپین ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش کمک مالی کرده بودند ، یک موسسه غیر انتفاعی که هزینه های خود را در مجموعه ای از گزارشات تحت عنوان بادگیرهای جنگاست. یک شرکت برای کمک به وزارتخانه های عراق استخدام شده بود که یک کارمند مجرد داشت: همسر معاون وزیر دفاع.

برای آقای بوش و دوستانش ، جنگ در عراق و افغانستان دستاوردهای بزرگی داشت. او این شانس را داشت که در تلویزیون نقش یک مرد سرسخت را بازی کند. او رئیس جمهور زمان جنگ شد ، که به او کمک کرد در انتخابات مجدد پیروز شود. وقتی مردم فهمیدند که جنگ در عراق به بهانه های واهی آغاز شده است و جنگ در افغانستان برنامه خروج شرافتمندانه ای ندارد ، دیگر دیر شده بود.

آنچه در مورد جنگ در افغانستان متمایز می شود شیوه آن است شد اقتصاد افغانستان حداقل عراق نفت داشت. در افغانستان ، جنگ به غیر از تجارت تریاک ، هر فعالیت اقتصادی دیگری را تحت تأثیر قرار داد.

بیش از دو دهه ، دولت آمریکا صرف 145 میلیارد دلار برای بازسازی و کمک و 837 میلیارد دلار دیگر برای جنگ ، در کشوری که تولید ناخالص داخلی بین دو 4 میلیارد و 20 میلیارد دلار در سال.

رشد اقتصادی با افزایش تعداد نیروهای خارجی در این کشور افزایش و کاهش یافته است. آی تی افزایش یافت در جریان افزایش قدرت باراک اوباما در سال 2009 ، اما دو سال بعد با افت شدید سقوط کرد.

تصور کنید اگر مردم عادی افغان می توانستند از این پول برای پروژه های بلندمدت برنامه ریزی شده و با سرعت خود استفاده کنند ، چه می کردند. اما افسوس که سیاستگذاران در واشنگتن با عجله پول نقد را بیرون کشیدند ، زیرا پول خرج شده یکی از معدود معیارهای موفقیت بود.

این پول به منظور خرید امنیت ، پل و نیروگاه برای جلب رضایت قلب و ذهن بود. اما مقادیر غیرواقعی پول نقد کشور را مسموم کرد ، کسانی را که به آن دسترسی نداشتند تلخ کرد و رقابت هایی را بین کسانی که به آن دسترسی داشتند ایجاد کرد.

بازرس ویژه بازسازی افغانستان در پایان گفت: "پول صرف شده بسیار بیشتر از آن بود که افغانستان بتواند جذب کند." گزارش نهاییبه "فرض اساسی این بود که فساد توسط افراد افغان ایجاد شده است و مداخلات کمک کننده راه حل است. سالها طول می کشد تا ایالات متحده بفهمد که با هزینه های زیاد و عدم نظارت خود به فساد دامن زده است. "

نتیجه یک اقتصاد فانتزی بود که بیشتر شبیه یک کازینو بود طرح پونزی از یک کشور چرا می توانید یک کارخانه بسازید یا محصولات خود را بکارید در حالی که می توانید ثروتمند شوید و هر آنچه آمریکایی ها می خواهند بخرند بفروشند؟ چرا می توانید با طالبان بجنگید در حالی که می توانید به آنها پول بدهید تا حمله نکنند؟

این پول به درهای چرخان جنگ دامن زد و ثروتمندترین ستیزه جویانی را که قصد جنگ با آنها را داشتند ، غنی ساخت.

به گفته یک حسابدار پزشکی قانونی که در یک کارگروه نظامی که 106 میلیارد دلار قرارداد پنتاگون را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده بود ، خدمت می کرد ، 40 درصد این پول به جیب "شورشیان ، سندیکاهای جنایتکار یا مقامات فاسد افغان" رسید. واشنگتن پست.

دانشمندان علوم اجتماعی نامی برای کشورهایی دارند که به درآمد ناخالص افراد خارجی وابسته هستند: ایالات رانتیربه این معمولاً برای کشورهای تولید کننده نفت استفاده می شود ، اما افغانستان اکنون به عنوان یک نمونه افراطی برجسته است.

گزارش توسط کیت کلارک از شبکه تحلیلگران افغانستان توضیح داد که چگونه اقتصاد رانتی افغانستان تلاش ها برای ایجاد دموکراسی را تضعیف می کند. از آنجا که پول از خارجی ها به جای مالیات سرازیر می شد ، رهبران بیشتر به اهداکنندگان پاسخ می دادند تا به شهروندان خود.

من می دانستم که جنگ افغانستان در روز ناهار در کابل با مشاور اروپایی ناهار خوردم که پول زیادی برای نوشتن گزارش در مورد فساد افغانستان دریافت کرد. او به تازگی آمده بود ، اما ایده های زیادی در مورد آنچه باید انجام شود داشت ، از جمله از بین بردن مقیاس حقوق کارکنان دولتی بر اساس سابقه. من گمان می کنم که او هرگز نمی تواند چنین ایده ای را در کشور خود به دست آورد. اما در کابل ، او توانست در پذیرش ایده های خود تلاش کند. از نظر او ، افغانستان یک شکست نبود ، بلکه مکانی برای درخشش بود.

هیچکدام از اینها نشان نمی دهد که مردم افغانستان حتی در حال حاضر شایسته حمایت نیستند. انجام می دهند. اما به مراتب بیشتر می توان به دست آورد هزینه بسیار کمتر به شیوه ای متفکرانه تر

تسلط طالبان در مورد جنگ چه می گوید؟ این ثابت می کند که شما نمی توانید ارتش بخرید. فقط می توانید مدتی یکی را اجاره کنید. وقتی پول نقد خاموش شد ، چند نفر برای مبارزه برای تصور ما از افغانستان کنار آمدند؟ نه گل آقا شیرزی ، فرمانده جنگی که به فرمانداری تبدیل شده است. گفته می شود که وی با طالبان بیعت کرده است.

اولین نفری باشید که نظر می دهید

پیوستن به بحث ...