کتاب جدید: عدالت پس از تعارض پس از تعارض

این کتاب یک منبع ضروری برای ایجاد دانش صلح و آغاز اقدامات صلح از طریق جستجوی عدالت است. " - بتی A. Reardon

عدالت جبران ناپذیر پس از درگیری: دموکراتیزه کردن عدالت در دادگاه جهانی عراق

توسط Janet C. Gerson و Dale T. Snauwaert

منتشر شده توسط انتشارات کمبریج ، 2021

این کتاب سهم مهمی در درک ما از عدالت پس از جنگ به عنوان عنصر اساسی اخلاق و عدالت جهانی از طریق کاوش در دادگاه جهانی عراق (WTI) دارد. جنگ سال 2003 در عراق اعتراضات جهانی را برانگیخت و بحث هایی را در مورد عدم مشروعیت و غیرقانونی بودن جنگ آغاز کرد. در پاسخ ، WTI توسط فعالان ضد جنگ و صلح ، کارشناسان حقوق بین الملل و مردم عادی که از حقوق شهروندان جهانی برای تحقیق و مستندسازی مسئولیت های جنگی مقامات رسمی ، دولت ها و سازمان ملل متحد و همچنین آنها برخوردار بودند ، سازماندهی شد. نقض اراده عمومی جهانی شکل آزمایشی دموکراتیزه کننده WTI ، عدالت پس از درگیری را پس گرفت ، یک مفهوم سازی جدید در زمینه مطالعات پس از درگیری و عدالت است. این کتاب به عنوان راهنمای نظری و عملی برای همه کسانی که به دنبال احیای دموکراسی مشورتی هستند به عنوان پایه ای مناسب برای احیای هنجارهای اخلاقی نظم جهانی صلح آمیز و عادلانه عمل می کند.

کتاب را از طریق انتشارات محققان کمبریج خریداری کنید

درباره نویسنده

Janet C. Gerson ، EdD ، مدیر آموزش و پرورش موسسه بین المللی آموزش صلح است و به عنوان مدیر مرکز آموزش صلح در دانشگاه کلمبیا خدمت می کرد. او در سال 2018 جایزه یک عمر دستاورد در مطالعات کرامت و تحقیر انسان و جایزه انجمن مطالعات صلح و عدالت 2014 را برای مشورت عمومی درباره عدالت جهانی: دادگاه جهانی عراق دریافت کرد. او فصلهایی را برای کرامت انسانی: تمرینها ، گفتمانها و تحولات (2020) ارائه کرده است. بررسی دیدگاه Betty A. Reardon در زمینه آموزش صلح (2019) ؛ کتاب راهنمای حل تعارض (2000 ، 2006) ؛ و آموزش لغو جنگ: آموزش به سوی فرهنگ صلح (2001).

دیل T. Snauwaert ، PhD ، استاد فلسفه آموزش و پرورش و مطالعات صلح و مدیر برنامه گواهینامه فارغ التحصیلی در مبانی آموزش صلح و کارشناسی ارشد در مطالعات صلح در دانشگاه تولدوی ایالات متحده است. او سردبیر بنیانگذار In Factis Pax: مجله آنلاین آموزش صلح و عدالت اجتماعی است و از کمک تخصص فولبرایت برای آموزش صلح در کلمبیا برخوردار شد. وی موضوعاتی مانند نظریه دموکراتیک ، نظریه های عدالت ، اخلاق جنگ و صلح ، مبانی هنجاری مطالعات صلح و فلسفه آموزش صلح را منتشر کرده است. انتشارات اخیر وی عبارتند از: Betty A. Reardon: Pioneer in Education for Peace and Human Rights؛ Betty A. Reardon: متون کلیدی در جنسیت و صلح ؛ و آموزش حقوق بشر فراتر از جهان شمولی و نسبی گرایی: هرمنوتیک رابطه ای برای عدالت جهانی (با فواد الدراویش) و سایر موارد.

مقدمه

توسط بتی A. Reardon

مورت ، "هیچ چیز به اندازه یک نظریه خوب تدوین شده عملی نیست."

بتی ، "در واقع ، و هیچ چیز به اندازه یک مفهوم کاملاً تعریف شده برای تئوری ایجاد عملی وجود ندارد."

همانطور که این کتاب را مرور کردم ، اثری پیشگامانه از لحاظ نظری و مفهومی ، من تبادل فوق را از چند سال پیش با مرحوم مورتون دویچ ، پیشگام معتبر جهانی در زمینه مطالعات تعارض ، به یاد آوردم. جانت گرسون و دیل اسنووآرت کل حوزه صلح ، تحقیق ، آموزش و اقدام را ارائه می دهند ، سهم نوآورانه و ارزشمندی در نحوه تفکر و عمل به دستور عدالت به عنوان پایه و اساس صلح. این بنیاد ، که به وضوح در اعلامیه جهانی حقوق بشر و بیانیه های هنجاری متعدد دیگر بیان شده است ، هرچند که ناکام و متزلزل شود ، همچنان زمینه اخلاقی است که از آن می توان اشکال متعدد خشونت را که مشکل صلح را تشکیل می دهند ، به چالش کشید.

عدالت ادعایی: دموکراتیزه کردن عدالت در دادگاه جهانی عراق شامل سه عنصر اساسی است که امیدوار کننده ترین اقدام صلح معاصر را ارائه می دهد. عدالت ، حقوق و جامعه مدنی. این طرح ابتکاری از جامعه مدنی بین المللی معاصر را در چارچوب نظریه های عدالت ادغام کننده فلسفه سیاسی مدرن قرار می دهد. این مقاله دیدگاه ها و نگرش ها را در مورد کاربرد قانون برای دستیابی به صلح و دموکراسی پایدار ارزیابی می کند. از همه مهمتر ، این یک مفهوم ابتکاری از "عدالت پس از جنگ" را ارائه می دهد. در حال حاضر ، هنگامی که عدالت در سیاستگذاری عمومی از اولویت کمی برخوردار است و یا هیچ اهمیتی ندارد و دموکراسی به عنوان ر aیای احمقان تلقی می شود ، این کتاب یک مطالعه موردی مستند را ارائه می دهد و نشان می دهد که جستجوی عدالت بیهوده نیست و دموکراسی یک رویای احمقانه نیست. . این به ما نشان می دهد که قوانین و فرایندهای حقوقی ، حتی با همه مشکلات منابع چالش برانگیز ، تفسیر و اجرا ، ابزارهای مفیدی برای ایجاد نظم جهانی عادلانه باقی می مانند.

عدالت ، هسته مفهومی دموکراسی ، و دو کاتالیزور اساسی و جدایی ناپذیر آن ، قانون و مسئولیت مدنی ، در قلب جنبش های متعدد مردمی است که برای کاهش و در نهایت حذف مشروعیت خشونت به عنوان یک استراتژی سیاسی تلاش می کنند. از نمونه های ملی مانند جنبش حقوق مدنی ایالات متحده گرفته تا بسیج های بین المللی مانند آنچه به قطعنامه 1325 شورای امنیت در مورد صلح و امنیت زنان و معاهده منع سلاح های هسته ای دست یافت ، تلاش برای غلبه بر بی عدالتی به بیشتر سازماندهی شده ، اقدامات غیر دولتی غیرنظامی انرژی بخشیده است. . شهروندان از تمام مناطق جهان که با هم همکاری می کنند: برای جلوگیری از خشونت اکوسیدال نهایی سلاح های هسته ای. جلوگیری و پایان دادن به ویرانی درگیری های مسلحانه ؛ جلوگیری از تخریب زیست کره ذاتی تغییرات آب و هوایی ؛ و برای غلبه بر انواع و نقض های سیستماتیک حقوق بشر که از برابری و کرامت انسانی برای میلیون ها نفر از اعضای خانواده انسان محروم است ، در جستجوی عدالت هستند. گرسون و اسنووئرت در بازگو و ارزیابی مبارزه جامعه مدنی بین المللی با مسائل و معمای متعدد که توسط دادگاه جهانی عراق (WTI) حل و فصل می شود ، به آنها افتخار می کنند. این فرایند به وضوح مسئولیت مدنی را در سطح جهانی نشان داد و شرکت کنندگان خود را شهروندان فعال و نه افراد منفعل نظم سیاسی بین المللی اعلام کردند. این دادگاه یکی از چندین دستاورد برجسته جامعه مدنی بین المللی بود که این قرن را که اکنون وارد سومین دهه خود می شود ، به عنوان یکی از افزایش اقتدارگرایی ، که به دلیل نقض قوانین و افزایش خشونت های سرکوبگرانه ایجاد شده است ، مشخص کرده است. با این حال ، این نیز یکی از اقدامات بی سابقه شهروندان در جهت تأکید بر دموکراسی از طریق نمایندگی جامعه مدنی بوده است.

یکی از این روندها ، چارچوب تاریخی که این پرونده در آن قرار دارد ، دادگاههای مردمی است ، ابتکارات جامعه مدنی زمانی انجام می شود که نهادهای حقوقی دولتی و بین ایالتی امیدی به حل و فصل مناقشات یا جبران خسارت به شهروندان برای نقض موارد معمول ندارند. هنجارها ، از سرکوب افراد تا و شامل تضعیف امنیت انسانی. از تشکیل دادگاه بین المللی راسل-سارتر در استکهلم در سال 1966 ، برای افشای غیرقانونی و غیر اخلاقی بودن جنگ ویتنام ، و درخواست مسئولان جنایت های متعدد جنگی که در جریان آن درگیری مسلحانه بیهوده و پرهزینه انجام شده است ، به WTI ، جامعه مدنی سازماندهی شده است تا مسئولان را به خاطر بی عدالتی هایی نقض کند که قرارداد اجتماعی اساسی را نقض می کنند و دولت را مسئول انجام اراده شهروندان می داند. هنگامی که دولتها مسئولیتهای خود را انجام نمی دهند ، محدودیتهای قانونی قدرت خود را زیر پا می گذارند و عمداً خواست مردم را خنثی می کنند ، شهروندان دست به ابتکارات مستقلی برای - حداقل - برآوردن بی عدالتی در چنین شرایطی می زنند و تقصیر آنها را اعلام می کنند. مسئول در برخی موارد این شهروندان همچنان به دنبال جبران خسارت قانونی در سیستم های دولتی در سطح ملی و بین المللی هستند. برخی از این ابتکارات که توجه سیاست گذاران را به خود جلب کرده است ، همانطور که نویسندگان نشان می دهند ، شامل مجموعه ای از جلسات عمومی در مورد خشونت علیه زنان است ، مانند مواردی که در مجمع سازمان های مردم نهاد در ارتباط با چهارمین کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد در 1995 برگزار شد. در مورد زنان ، تا زمان تشکیل دادگاه بین المللی برده داری جنسی در زمان جنگ در توکیو در سال 2000 ، در تلویزیون ژاپن گزارش شد و یافته های آن به کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد (اکنون کمیته حقوق بشر) ارائه شده است. قانون اساسی که با دقت ساخته شده است ، خود را امتداد دادگاه جنگ اصلی توکیو می داند ، که برای تعیین مسئولیت جنایاتی که ژاپن در عملیات نظامی خود در جنگ جهانی دوم مرتکب شده است ، ایجاد شده است. این دادگاه یکی از مواردی بود که در آن روند انجام دولت ناکام ماند. دادگاه توکیو در سال 2000 به دنبال عدالت برای هزاران "زن راحت" بود که در محاکمه اولیه نادیده گرفته شد و به طور سیستماتیک و مداوم در فاحشه خانه هایی که توسط ارتش ژاپن در جنگ جهانی دوم اداره می شد مورد تجاوز قرار گرفت. این دادگاه جامعه مدنی در دست گروهی از شهروندان متعهد جهانی الگویی از تخصص حقوقی بود. در حالی که هیچ یک از این رویه ها به رسمیت شناخته شدن رسمی یا بین ایالتی نبودند ، اما دارای نیروی اخلاقی قابل توجهی بودند و هم مفید بودن استدلال حقوقی را برای روشن ساختن و روشن ساختن بی عدالتی هایی که به آن پرداخته بودند نشان می داد. و ، که در تکامل شهروندی واقعی جهانی بسیار مهم بود ، آنها توانایی جامعه مدنی را برای ارائه این استدلال ها نشان دادند.

WTI ، همانطور که گرسون و اسنووآرت می گویند ، مطمئناً نشانه ای از جنبش در قرن ها پیش برای قانون قانون را با نیروی قانون جایگزین کنید. به این ترتیب ، باید برای همه کسانی که خود را بخشی از آن جنبش می دانند و همه کسانی که در جهت ایجاد زمینه دانش صلح به عنوان عامل م inثر در موثر بودن آن تلاش می کنند ، آشنا باشد. WTI به طور کامل از قوانین بین المللی هدایت نمی شد ، نقض و سوء استفاده از آن باعث شد برخی از شرکت کنندگان استفاده از استانداردهای بین المللی مربوطه را رد کنند. به هر حال ، باید در تاریخ اقدامات جامعه مدنی که-و در مواردی مانند دادگاه توکیو-حقوق بین الملل را مورد استناد و اعمال قرار می دهند ، جایگاه قابل توجهی داشته باشد. همچنین باید در یادگیری که امکان انجام چنین اقدام شهروندی را فراهم می آورد ، مشخص شود.

با این حال ، بدون مفهوم سازی مناسب ، نه می توان یادگیری را پرورش داد و نه اقدامات را طراحی و اجرا کرد. به همین دلیل ، دغدغه یک مربی صلح با یادگیری لازم ، مفهوم سازی عدالت طلبانه ، قلب این کار را سهم عمده ای در این زمینه می داند. نویسندگان با بررسی و ارزیابی خود در مورد این مورد ، مفهوم جدیدی را تقطیر کرده و طیف وسیعی از اشکال عدالت را که در قرن های تکامل دموکراسی در قوانین ملی و بین المللی رمزگشایی شده است ، گسترش داده اند. گزارش آنها تلاش جامعه مدنی را نشان می دهد که ناشی از دو اصل اساسی سیاسی است که در نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم ضروری است. سیاست عمومی باید مبتنی بر اراده شهروندان باشد و پیگیری عدالت وظیفه اصلی دولت است. هر دو اصل در جنگی که ایالات متحده علیه عراق آغاز کرد نقض شده بود. به طور خلاصه ، WTI تلاشی بود برای اصلاح کردن حاکمیت مردمی، مفهوم سیاسی بنیادی دولتهای مدرن که در اواسط قرن بیستم یک نظم بین المللی را شکل داد و متعهد شد که "از بلای جنگ جلوگیری کند". در آغاز قرن جاری ، این دولتها از این هدف سرپیچی کرده و در این مورد و موارد دیگر به طور جدی هر دو اصل را نقض کرده اند.

WTI ، نویسندگان ادعا می کنند ، احیای هنجارهای اساسی رمزگذاری شده در نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم بود که بر اساس سازمان ملل متحد به عنوان مرکز نهادی یک جامعه جهانی متعهد به دستیابی و حفظ صلح و به رسمیت شناختن جهانی بود. از حقوق و کرامت اساسی برای همه مردم برخوردار است. باید تأکید کرد که این هنجارها ، همانطور که اشاره شد ، ریشه در ایده و مبارزه برای دموکراسی داشت و آن این بود که اراده مردم باید اساس حکمرانی و سیاست عمومی باشد. خود تریبون به دلیل خشم شهروندان از نقض این اصل توسط اکثر و به ویژه قدرتمندترین کشورهای عضو تشکیل دهنده نظم بین المللی به وجود آمد. همانطور که نویسندگان می نویسند ، یک جامعه مدنی نوظهور ، متعهد و متمرکز جهانی بی عدالتی را در این سرپیچی شدید و آشکار دولت از شیوه های هنجاری و قوانین بین المللی برای حفظ سختی های بدست آمده درک کرده است (اگر هنوز در نیت ها و ظرفیت های خود می خواهد عدالت اجرا کند. و صلح ،) ظهور نظم جهانی. سازمان دهندگان در اطراف یک تعهد مشترک برای مقابله و جستجوی عدالت در این مورد گرد هم آمدند و در پروسه ای که توسط نویسندگان مشاهده شد ، شکل جدیدی از "عدالت پس از درگیری" محسوب می شوند.

با این حال ، مفهوم عدالت باز پس گیری ، امکان کاربرد گسترده تری را فراتر از موقعیت های پس از درگیری دارد. من استدلال می کنم که برای جنبش های دیگر برای تغییرات اجتماعی و سیاسی قابل استفاده است. به ویژه به این دلیل که واقعیت عملی شهروندی جهانی را روشن کرده است ، که هنوز هم تا حد زیادی آرزوی نامشخصی است همانطور که در ادبیات کنونی آموزش بین المللی به چشم می خورد. در چارچوب جامعه مدنی یا دادگاه های مردم ، شهروندی جهانی محقق می شود ، زیرا شهروندان فردی از ملل مختلف ، که در یک عرصه فراملی عمل می کنند ، قادر به انجام اقدامات مشترک در جهت یک هدف جهانی مشترک می شوند. به طور خلاصه ، شهروندان جامعه مدنی را قادر می سازند تا در مواقع ضروری برای اطمینان از منافع عمومی اقدام کنند ، همانطور که دولتها قصد داشتند در سیستم وستفالی انجام دهند. همانطور که آن سیستم در دولتهای مدرن گسترش یافت و مشتاق دموکراسی بودند ، منافع عمومی با اراده مردم تعیین می شد.

در طول قرون ، اراده مردم بارها توسط کسانی که دارای قدرت دولتی بودند ، زیر پا گذاشته شد ، هرگز به مراتب بیشتر از دیکتاتوری ها ، در پی جنگ جهانی دوم در فرآیندی که تا حدی از دادگاه های مردم الهام گرفته و تاسیس شد ، متلاشی شده و به قضاوت قانونی رسیدند. در اصول نورنبرگ ، از جمله وظیفه مدنی برای مقاومت در برابر اقدامات ناعادلانه و غیرقانونی دولت ، اصل مسئولیت فردی برای مقاومت در برابر اقدامات غیرقانونی و ناعادلانه دولت. در آن سالها همچنین نهادها و کنوانسیون هایی ایجاد شد که برای بازگرداندن اصول و عملکردهای دموکراتیک طراحی شده و آنها را فراتر از ریشه های اروپایی خود گسترش داده است. این نظم بین المللی پس از جنگ با هدف تضمین بازگشت به ایده حاکمیت مردمی به عنوان بیان سیاسی کرامت بنیادین انسانی توسط افراد و انجمن هایی که آنها تشکیل می دهند ، از جمله و به ویژه دولت ها ، ایجاد شد. از زمان تأسیس سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای بین المللی ، ایالتها ، تصور می شد که در اعلامیه استقلال آمریکا بیان شده است ، برای تأمین همان حقوق ذاتی که سازمان ملل متحد آنها را پایه و اساس صلح می داند ، تأسیس شد. عدالت ، به عنوان تحقق و حمایت از آن حقوق ، به عنوان هدف راهنمای دستورات سیاسی دموکراتیک شناخته شده است. اما عدالت ، آنچنان که تعریف شده است ، توسط رهبری بسیاری از کشورهای عضو که از آن به عنوان تهدیدی برای صاحبان قدرت می ترسند ، درک و سرکوب شده است. عدالت ادعایی مشروعیت دستورات سیاسی را که هدف اساسی دولتها را نادیده می گیرند و با پیامدهای ترس از عدالت روبرو می شود ، به چالش می کشد.

این ابزار مفهومی امید تازه ای به کسانی می دهد که به دنبال رهایی دموکراسی های خودشناس از چنگال ظهور جهانی استبدادی در جهان هستند. هیچ مفهوم سیاسی در این زمان از ارتکاب شدید مسئولیت دولتی در قبال شهروندان بیشتر مرتبط یا ضروری نیست. فایده آن به ویژه با روند مضرتر تخریب سیستم های حقوقی ، دادگاه ها و قضات و نهادهای قانونگذار و نماینده مردمی توسط کسانی که قدرت اجرایی دارند (نه همیشه به طور قانونی) مرتبط است. رژیم های استبدادی در کشورهای مختلف نهادهای اداری و نظامی را برای حفظ و گسترش منافع خود تحریف می کنند. در مواجهه با این بی عدالتی ها ، مفاهیم مربوطه و همچنین اقدامات مدنی فراملی مانند آنچه در WTI تجسم یافته است ضروریات فوری هستند. ایده عدالت اعاده کننده به این فوریت پاسخ می دهد.

مهمتر از همه ، این مفهوم تازه تعریف شده یک ابزار یادگیری و تحلیلی ارزشمند برای تمرین کنندگان آموزش صلح و سازندگان دانش صلح است. مفاهیم ابزارهای اصلی تفکر ما هستند. در آموزش صلح از چارچوب های مفهومی برای ترسیم محتوای هر مسئله ای که در اشکال متعدد تحقیق تأملی که ویژگی برنامه های درسی آموزش صلح است ، استفاده می شود. مطلوبیت چنین برنامه های درسی را باید بر اساس میزان تأثیر سیاسی آنها ارزیابی کرد. من می گویم این نتایج تا حد زیادی با ارتباط چارچوب پرسش های یادگیری تعیین می شود. چارچوب ها را نمی توان ساخت و نه پرس و جوها را بدون مفاهیم مرتبطی که باید از آنها ایجاد شود ترتیب داد. به عنوان مفهوم تحول درگیری ، ابعاد کاملاً جدیدی را برای راه حل و حل اختلافات به ارمغان آورد ، با هدف تغییر اساسی در شرایط زمینه ای که آنها را ایجاد کرده است ، مفهوم عدالت باز پس گیری یک هدف بازسازی کننده جدید برای جنبش ها به ارمغان می آورد. بر بی عدالتی غلبه کرده و تغییر می دهد و به آموزش و پرورش که شهروندان را برای مشارکت در آن جنبش ها آماده می کند. این مبنایی را ارائه می دهد که از طریق آن می توان آموزش را برای اثربخشی سیاسی تسهیل کرد. این ابزار زمینه ای برای تعمیق و شفاف سازی چارچوب های نظری عدالت فراهم می کند ، به گونه ای که آنها را تقویت می کند ، و همچنین آموزش برای اجرای نظریه ها ، در طراحی سیاست های عدالت م effectiveثرتر است. در این راه ، به توانمندسازی شهروندان و فراخواندن دولت ها به مسئولیت ادامه خواهد داد. این راه جدید برای احیای دموکراسی آن نظریه خوبی است که مورتون دویچ آن را بسیار عملی دانست و آن مفهومی که من ادعا کردم بیان این نظریه را امکان پذیر کرد. این کتاب یک منبع ضروری برای ایجاد دانش صلح و آغاز اقدامات صلح از طریق جستجوی عدالت است.

BAR ، 2/29/20

اولین نفری باشید که نظر می دهید

پیوستن به بحث ...